چرا اینترنتی تحت نظارت را به ارث برده‌ایم؟

آغاز اینترنت، جنگ سرد و ریشه‌های نظامی–تجاری آن

۱ min read
Pablo: Improve quality
اشتراک‌گذاری

چرا هیچ کس در مورد متادیتا صحبت نمی کند

بازار رو به رشد و گسترده‌ای پیرامون امنیت داده‌ وجود دارد. از استارت‌آپ‌ها گرفته تا شرکت‌های بزرگ فناوری، مشاهده‌ی تبلیغ فناوری‌هایی با هدف افزایش حریم خصوصی کاربران، مانند رمزگذاری سرتاسری که در محصولاتی مانند واتس‌اپ و گوگل درایو استفاده می‌شود، امری رایج شده است.

با این حال، هسته اصلی نظارت در چیزی نهفته است که کمتر در مورد آن صحبت می‌شود: تحلیل متادیتا.

بنابراین، متادیتا به طور خاص چیست؟ متادیتا جزئیات فنی و توصیفی در مورد ارتباطات دیجیتال است. آنها شامل آدرس‌های IP مبدا و مقصد، زمان انتقال، اندازه بسته‌ها و نشانگرهای وضعیت اتصال (پرچم‌ها) می‌شوند.

در نگاه اول، این جزئیات بی‌ضرر به نظر می‌رسند، اما در مقیاس بزرگ، امکان ایجاد پروفایل‌های دقیقی درباره افراد و گروه‌ها را فراهم می‌کنند - که الگوهای حساسی مانند موقعیت مکانی، عادات روزانه، روابط بین فردی و ترجیحات شخصی یا حرفه‌ای را آشکار می‌کند. در حقيقت:

«متادیتاها تقریباً همه چیز را در مورد زندگی یک شخص به ما می‌گویند. اگر به اندازه کافی متادیتا داشته باشیم، دیگر به محتوا نیاز نداریم.» — استوارت بیکر، مشاور حقوقی سابق آژانس امنیت ملی ایالات متحده

فراداده چیست؟

همچنین، لازم به ذکر است که رمزگذاری سرتاسری ناشناس بودن متادیتا‌ها را تضمین نمی‌کند.

در واقع، متادیتا‌های شما از نظر ساختاری در معماری فعلی اینترنت قرار دارند. اما چه کسی این معماری را انتخاب کرد؟

جنگ سرد و روزهای آغازین اینترنت

اینترنت در آغاز، به‌صورت پروژه‌ای آزمایشی مشارکتی میان برخی دانشگاه‌های آمریکا و وزارت دفاع ایالات متحده شکل گرفت.

در سال ۱۹۷۱، آرپانت (اینترنت اسبق) پانزده نقطه اتصال داشت. نیاز اصلی برای چنین شبکه‌ای ساده بود: مقاومت در برابر حمله احتمالی شوروی به سیستم‌های ارتباطی آمریکا، که در آن زمان به شدت به شبکه‌های تلفنی متکی بودند.

بنابراین، ARPANET توسط ایالات متحده تأمین مالی شد. دولتی و تحت مدیریت آژانس پروژه‌های تحقیقاتی پیشرفته (ARPA).

برخلاف کاربرد گسترده تجاری و تفریحی اینترنت که دهه‌ها بعد پیدا کرد، ARPANET اهداف نظامی مشخصی داشت: امنیت عملیاتی، استحکام و مقاومت بالا در برابر حملات. این اولویت‌های استراتژیک، عمیقاً فناوری‌ها و تصمیمات معماری شبکه را شکل دادند.

عنصر مخفی: سوئیچینگ بسته

یکی از نوآوری‌های کلیدی فناوری در توسعه ARPANET، سوئیچینگ بسته بود که همزمان توسط پل باران در ایالات متحده ایجاد شد. ایجاد شد.

این مفهوم پیام‌ها را به بسته‌های کوچک‌تری تقسیم می‌کرد که می‌توانستند به‌طور مستقل از مسیرهای مختلف عبور کنند تا به مقصد نهایی خود برسند. اگر یک مسیر مسدود یا از بین برود، بسته‌های دیگر همچنان می‌توانند با استفاده از مسیرهای جایگزین به مقصد برسند. با حذف وابستگی به یک خط متمرکز، سوئیچینگ بسته‌ها احتمال از دست رفتن بسته‌ها و اختلال در ارتباط را کاهش داد - و هدف نظامی ساخت یک سیستم ارتباطی مقاوم در برابر تهدید شوروی را محقق کرد.

با این حال، همین فناوری بود که متادیتا‌های ما را افشا کرد. برای اینکه یک بسته ارتباطی در شبکه حرکت کند و مقصد نهایی خود را پیدا کند، متادیتا به صورت رمزگذاری نشده در هدر بسته‌های ارتباطی قرار می‌گیرد. به عبارت دیگر، خاستگاه افشای ساختاری متادیتا‌های ما به نحوه‌ی عملکرد سوئیچینگ بسته‌ای مربوط می‌شود - و البته علاوه بر آن، به نحوه‌ی عملکرد زیرساخت شبکه نیز بستگی دارد. اما بعداً به آن خواهیم پرداخت.

ادغام‌های فناوری: تلفن، رادیو و ماهواره

در ابتدا، آرپانت از شبکه موجود ایالات متحده استفاده می‌کرد. زیرساخت شبکه تلفن. اگرچه این امر عملی و مقرون به صرفه بود، اما خیلی زود محدودیت‌های جغرافیایی و عملیاتی خود را نشان داد.

برای گسترش دامنه دسترسی و ظرفیت، آرپانت شروع به بررسی فناوری‌های نوظهور کرد: ارتباطات رادیویی و ماهواره‌ای. در دهه ۱۹۷۰، پروژه Alohanet سعی کرد جزایر هاوایی را از طریق رادیو به هم متصل کند. تداخل سیگنال، رابرت متکالف را به سمت توسعه سیستمی برای انتظار قبل از ارسال مجدد بسته‌ها سوق داد - رویکردی که بعداً به استاندارد اترنت تکامل یافت و رادیو را با کابل‌های فیزیکی برای شبکه‌های محلی جایگزین کرد.

در عین حال، فناوری ماهواره ارتباطات جهانی را به میزان زیادی افزایش داد. ماهواره‌ها امکان انتقال داده‌های قابل اعتماد در فواصل طولانی را فراهم کردند که با اهداف استراتژیک و نظامی ایالات متحده همسو بود. در اواسط دهه 70، ARPA سه شبکه آزمایشی مجزا را اداره می‌کرد:

  • آرپانت (خطوط تلفن ثابت)
  • PRNET (رادیو)
  • ست‌نت (ماهواره‌ها)

نیاز مبرم به ادغام این شبکه‌ها منجر به ایجاد پروتکل TCP/IP توسط وینت سرف، جان پوستل و دنی کوهن شد.

TCP/IP

پروتکل TCP/IP دو بخش اصلی دارد:

  1. TCP (پروتکل کنترل انتقال): اتصالات نقطه به نقطه را مدیریت می‌کند و تحویل امن و منظم بسته‌ها را تضمین می‌کند.
  2. IP (پروتکل اینترنت): تحویل بسته‌ها را در شبکه‌های مختلف مدیریت می‌کند

این ساختار، سلسله مراتب روشنی را معرفی کرد:

  • سطح شبکه (که شبکه متصل کاربر را مشخص می‌کند)
  • سطح میزبان (که دستگاه خاص درون آن شبکه را مشخص می‌کند)

علاوه بر این، ایجاد دروازه‌ها (دستگاه‌هایی که شبکه‌های مختلف را به هم متصل کرده و ترافیک بین آنها را هدایت می‌کنند) برای اتصال شبکه‌های محلی در این ساختار سلسله مراتبی ضروری بود.

این تنظیمات فنی، حجم قابل توجهی از اطلاعات کاربران را که از نظر ساختاری در معماری اینترنت جاسازی شده بود، افشا کرد. هر آدرس IP می‌تواند جزئیات کلیدی مانند موقعیت جغرافیایی تقریبی، موسسه یا ارائه دهنده اینترنت و نوع دستگاه مورد استفاده را فاش کند.

برای کارکرد کارآمد، پروتکل TCP/IP به حجم زیادی از متادیتا‌ها، از جمله مهرهای زمانی و پرچم‌ها که وضعیت اتصال را نشان می‌دهند، نیاز داشت.

طراحان اینترنت اساساً افشای این داده‌ها را به عنوان پیش‌نیاز دسترسی به شبکه تحمیل کردند - که همه اینها توسط ایالات متحده پشتیبانی می‌شد. بودجه دولتی برای گسترش TCP/IP در سطح جهانی.

بنابراین، چرا اینترنتی تحت نظارت را به ارث برده‌ایم؟

زیرا، از نظر استراتژیک، برای نهادهای غیرنظامی و نظامی که اینترنت را می‌سازند، دانستن اینکه هر کسی کی، کجا و چگونه متصل می‌شود، مفید بود. البته در کنار دلایل تجاری دیگر.

پذیرش گسترده اینترنت

افزایش محبوبیت اینترنت توسط یک بازیگر واحد یا یک برنامه متمرکز هدایت نشد. این امر ناشی از همگرایی بسیاری از نیروهای نهادی، سیاسی، تجاری و اجتماعی بود.

در دهه‌های ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰، این شبکه از یک آزمایش نظامی-آکادمیک مستقر در ایالات متحده به یک زیرساخت جهانی تبدیل شد که توسط منافع و دیدگاه‌های رقبا شکل گرفته بود.

در ابتدا، دسترسی به ARPANET محدود به تعداد کمی از کاربران آمریکایی بود. دانشگاه‌هایی که توسط ARPA تأمین مالی می‌شوند. این امر باعث ایجاد فشار برای دموکراتیزه کردن دسترسی، به ویژه از طریق بنیاد ملی علوم (NSF)، که در سال ۱۹۸۴ شروع به ساخت شبکه خود کرد، شد.

وقتی NSF شبکه خود را با ARPANET ادغام کرد، تقریباً تمام دانشگاه‌های ایالات متحده به اینترنت دسترسی پیدا کردند و دری به سوی اینترنت غیرنظامی گشودند. این کار یک تغییر کلیدی را رقم زد: اینترنت به شکلی غیرمتمرکز شروع به گسترش کرد و کاربران شبکه‌های محلی (LAN) ایجاد کردند که به زیرساخت‌های وسیع‌تری متصل می‌شدند.

برای پشتیبانی از این رشد، سیستم نام دامنه (DNS) ایجاد شد. DNS با اختصاص دادن سرورها برای مدیریت دامنه‌های مختلف مانند .edu, .gov, .mil, .com, .org, and .net. مدیریت آدرس میزبان را غیرمتمرکز می‌کند.این امر به رشد اینترنت کمک کرد و ساختار سلسله مراتبی و بین‌المللی آن را تقویت نمود.

با این حال، یک مشکل اساسی پیش آمد: ایالات متحده قانون، استفاده تجاری از زیرساخت‌های عمومی را ممنوع کرده بود.

در طول مدیریت NSF، استفاده از اینترنت محدود به آموزش و تحقیق بود. اما افزایش تقاضا و فشار از سوی بخش خصوصی منجر به خصوصی‌سازی زیرساخت‌های اینترنت شد.

از سال ۱۹۹۱، اولین ارائه‌دهندگان خدمات اینترنتی (ISP) ظاهر شدند و تجاری‌سازی وب را رقم زدند. شرکت‌های خصوصی شروع به مدیریت شبکه فیزیکی - کابل‌ها، سوئیچ‌ها و سرورها - کردند و اتصالات TCP/IP را برای کاربران نهایی فراهم کردند (و همچنین تمام متادیتا‌های کاربران را جمع‌آوری کردند).

بنابراین، از دهه ۹۰ میلادی، اینترنت غیرنظامی دیگر یک پلتفرم آموزشی/علمی نبود و به فضایی برای مصرف، سرگرمی، معاشرت و ابراز وجود مطابق با کاربرد معاصر وب تبدیل شد.

بازنگری در مبانی فنی اینترنت

درک ریشه‌های تاریخی اینترنت به توضیح این موضوع کمک می‌کند که چرا اینترنت این همه متادیتا را در معرض دید قرار می‌دهد و چرا با در نظر گرفتن حریم خصوصی افراد طراحی نشده است.

در واقع، این میراث تاریخی، توانایی امروز ما در محافظت از حریم خصوصی آنلاین را به میزان قابل توجهی محدود می‌کند. با این حال، به جای اشاره به یک مقصر تاریخی، سؤال واقعی ما باید این باشد: چرا این زیرساخت تا به امروز تغییر نکرده است؟

تا به امروز، متادیتا‌ها همچنان در سطح شبکه فاش می‌شوند و اطلاعات حساس کاربران را در اختیار دولت‌ها، شرکت‌های خصوصی و مجرمان سایبری قرار می‌دهند.

شبکه‌های ناشناس‌سازی لایه صفر، مانند NymVPN’s Noise Generating میکس‌نت که از طراحی شبکه‌ی آسیب‌پذیر Tor الهام گرفته شده است، فناوری‌های جدید و حیاتی موجود در بازار هستند که قادر به درهم‌آمیختن متادیتا‌ها به منظور محافظت از اطلاعات کاربر و الگوهای ترافیک در سطح شبکه می‌باشند.

اگر حریم خصوصی یکی از اصول بنیادین اینترنت نبود، این وظیفه نسل امروز است که آن را به یکی از اصول تبدیل کند.

یا با فشار برای تغییر ساختاری در معماری شبکه، یا با اقدام مستقیم و فردی، و گنجاندن حریم خصوصی در خودِ استفاده از فناوری.

Earlybird-email banner (1).webp

نظارت اینترنتی: سوالات متداول

حکمرانی اینترنت از شبکه‌های دانشگاهی تحت مدیریت NSF به ارائه‌دهندگان خدمات اینترنت (ISP) خصوصی‌شده منتقل شد؛ ارائه‌دهندگان خدامات اینترنتی که برای اهداف تجاری و اجرای قانون، ترافیک را ثبت و جمع‌آوری گستردهٔ فراداده در هستهٔ زیرساخت اینترنت خود نهادینه کرده‌اند.

تکنیک‌هایی مانند ثبت وقایع TCP/IP، DPI و نظارت متمرکز بر ستون فقرات شبکه از تحقیقات نظامی پدیدار شدند و میراث آنها در سیستم‌های نظارت بر شبکه امروزی همچنان پابرجاست.

متادیتاها - مانند مهرهای زمانی، آدرس‌های IP و گزارش‌های مسیریابی - می‌توانند ارتباطات و الگوها را در طول زمان، اغلب بدون نیاز به رمزگشایی ارتباطات، آشکار کنند.

شبکه‌های ترکیبی یا میکس‌نت‌ها با دسته‌بندی پیام‌ها، تزریق ترافیک پوششی و مرتب‌سازی مجدد بسته‌ها، قابلیت اتصال پایدار را از بین می‌برند و ردیابی منشأ ترافیک را عملاً غیرممکن می‌کنند.

آنها جمع‌آوری‌کنندگان اصلی داده‌ها هستند - ثبت متادیتای ترافیک مشترکین، محدود کردن دسترسی یا فروش الگوهای استفاده کاربران - و به عنوان نقاط حساس برای زیرساخت‌های نظارتی دولتی و شرکتی عمل می‌کنند.

درباره نویسندگان

linkedin_graduação.jpg

پدرو سیدِن‌استریکِر (Pedro Sydenstricker)

نویسنده انجمن
پدرو عضو جامعهٔ Nym و هم‌بنیان‌گذار گروه TupiNymQuim است. او یک توسعه‌دهندهٔ نرم‌افزار و فعال حریم خصوصی دیجیتال است و دربارهٔ فناوری، حریم خصوصی و جامعه می‌نویسد.
IMG_2055.jpg

کیسی فورد (Casey Ford) دکترا

بازبین فنی
Casey is the Head of Communications, lead writer at Nym, and editorial reviewer at Nym. او دارای مدرک دکترای فلسفه است و دربارهٔ تقاطع فناوری‌های غیرمتمرکز و زندگی اجتماعی تحقیق می‌کند.

New low prices

خصوصی‌ترین VPN حال حاضر جهان

Try NymVPN for free