مانیفست ضد Palantir
پاسخی به کارپ از سوی مدیرعامل فیلسوف ما، هری هالپین

اشتراکگذاری
چرا باید با Palantir مبارزه کنیم
چون مدام از من میپرسند. خیلی زیاد.

- برنامهنویسانی که روی اینترنت کار میکنند، در برابر کل جهان مسئولیت اخلاقی دارند، نه فقط در برابر یک کشور.** اینترنت از همان آغاز بهعنوان نظامی جهانی برای بهاشتراکگذاری دانش بدون سانسور طراحی شده است. اینترنت ملک هیچ دولت یا ملت خاصی نیست.
2. اینترنت نظارت انبوه را در مقیاسی ممکن میکند که برای گشتاپو و چکا حتی تصورکردنی نبود. برنامهنویسان بسیار زیادی عمر خود را صرف ساختن سامانههای نظارتی کردهاند؛ آن هم با پوششی از تبلیغات وب. امروز، همین سامانههای ردیابی وب به دست شرکتهایی مانند Palantir برای پایش، کنترل و حتی کشتن انسانها به کار گرفته میشوند؛ شرکتهایی که میخواهند خشونت دولتی را با کارآمدی شرکتی ترکیب کنند و به این ترتیب شکل تازهای از تکنوفاشیسم بسازند.
3. نظارتی که با تهدیدهای امنیت ملی خارجی توجیه میشود، علیه شهروندان داخل دولت-ملت به کار گرفته خواهد شد. نظارت انبوه زمانی قلمرو انحصاری NSA بود، اما امروز به شرکتهایی مانند Palantir واگذار شده است؛ شرکتهایی که در برابر هیچ فرایند دموکراتیکی پاسخگو نیستند. چیزی که با ترس از دولت-ملتهای خارجی آغاز میشود، به درون برمیگردد و مهاجران، مخالفان، و در نهایت هر کسی را هدف میگیرد که شاید وضع موجود را به چالش بکشد یا بخواهد از جامعهای هرچه ناکارآمدتر خارج شود.
4. همه هدفاند. «دشمن داخلی» پیوسته گستردهتر میشود تا جایی که کل جمعیت یک ملت را، فارغ از جایگاه و باورهایشان، دربر میگیرد و نظارتی هرچه بدبینانهتر و تمامیتخواهانهتر را توجیه میکند. مرز میان پلیسگری و عملیات نظامی محو میشود و چارچوبهای قانونی جای خود را به خشونت فناورانهای میدهند که با مصونیت کامل عمل میکند.
5. نظارت را فقط با ساختن نرمافزار و سختافزاری میتوان شکست داد که از خودمان دفاع کند. درخواستهای فروتنانه برای وضع مقررات یا مطالبههای اخلاقی برای حقوق بشر در این دوران بیفایده است. هر حقی باید با قدرت شدیدِ کد اجرا و تضمین شود. میتوان از کد، نه قوانین، برای حفظ حق حریم خصوصی استفاده کرد، به این صورت که نظارت را حتی توسط دشمنان دولت-ملت، اگر نگوییم غیرممکن، دشوار میسازد.
6. ما زیر سلطه یک سالخوردهسالاری زوالیافته اداره میشویم. برخلاف نسلهایی که در جنگهای جهانی جنگیدند، بسیاری از حاکمان کنونی ما پدوفیلهای منحطی هستند که برای میل کودکانهشان به ثروت و قدرت، حاضرند رفاه جوانان و حتی کل سیاره را قربانی کنند. فناوریهای نظارت و جنگ خودکار بازتاب تلاشهای هرچه نومیدانهتر آنها برای حفظ شکلهای کهنه سلطهاند.
7. امپراتوری آمریکا در حال فروپاشی است. زمانی ایالات متحده آمریکا بر جهانی حکم میراند که در آن میتوانست با اتکا به جایگاه دلار بهعنوان ارز ذخیره جهانی و شبکهای از پایگاههای نظامی به همان اندازه جهانی، سلطه خود را اعمال کند. امروز، قدرتهای منطقهای تازه مستقیماً ایالات متحده را به چالش میکشند؛ در حالی که امپراتوری آن در برابر رکود اقتصادی داخلی، فساد سیاسی و تورم دلار از هم میپاشد.
8. در جنگ واقعی، خیالپردازی درباره سلطه کامل فناورانه همیشه نتیجه معکوس میدهد. وقتی پهپادی بیچهره پدر کودکی را میکشد، آن کودک روزی، به هر قیمتی، انتقام خواهد گرفت. این همان چیزی است که کسانی که در حومههای مرفه بزرگ شدهاند فراموش میکنند. اگر از بازیها جمع و تفریق ساده بگذریم، تنها زمانی میتوان واقعاً در نبرد علیه یک ملت پیروز شد که نشان دهید پیروزی شما راه زندگی بهتر، رفاه بیشتر و فلسفهای الهامبخش به همراه دارد.
9. عجیب اینجاست که حامیان جنگ کاملاً خودکار، از سربازی اجباری همگانی هم حمایت میکنند. این جنگجویان پشتکیبوردی در اعماق وجود خود میدانند خیالپردازیهای تکنوفاشیستیشان در برابر مخالفان مصممی که جنگ نامتقارن میکنند، چیزی جز یک ببر کاغذی نیست. آنها همچنین میدانند که هیچکدام از فرزندانشان برای دولتشان به جنگ نخواهند رفت، اما از دیدن فرزندان دیگران که در کیسههای حمل جسد به خانه برمیگردند خوشحال میشوند.
10. مسئله این نیست که آیا سلاحهای هوش مصنوعی ساخته خواهند شد یا نه؛ ما باید کسانی را که آنها را میسازند مسئول بدانیم. فارغ از اینکه کدام کشور ماشینهای کشتار خودکار را به کار میگیرد، هیچکس بهخاطر ترفند شعبدهبازانه انداختن تقصیر به گردن هوش مصنوعی، از قتل غیرنظامیان و نابودی زیرساختها مبرا نمیشود.
11. جنگ اتمی در افق است. با فرو رفتن دولتهای مختلف در جنگهایی بر سر منابع طبیعی هرچه کمیابتر، امکان حملات هستهای تاکتیکی بر فراز تهران، کییف و دیگر مناطق درگیر بار دیگر به صحنه تاریخ بازگشته است. حاکمان هرچه سالخوردهتر و اقتدارگراتر نسبت به گذشته با مهارهای کمتری برای بهکارگیری سلاحهای هستهای روبهرو هستند و حتی ممکن است برای ارضای خودخواهیهای حقیرشان، حاضر شوند بقای بشریت را قربانی کنند.
۱۲. هدف ما جهانی صلحآمیز است که در آن هر فرد بتواند بهواسطه اینترنت توانمند شود. جنگ مدرن، در نابترین شکل خود، بازی فرستادن جوانان به چرخگوشت است. چرا باید برای سود حاکمان فاسد مُرد، وقتی میتوان با استفاده از اینترنت برای خود ثروت و قدرت واقعی ساخت؟
13. ما باید برای جهانی که میخواهیم بجنگیم و ابزارهایی را بسازیم که نسلهای آینده به آنها نیاز دارند. در این دوره آشوب جهانی و جنگ بر سر منابع، صلحطلبی خودکشی خواهد بود؛ اما قدرت سخت واقعی در فناوری نهفته است: برنامهنویسان باید فناوریهایی بسازند که امکان زندگی آزاد و شکوفایی را در جامعهای خصمانه، زیر سلطه نظارت و کنترل، فراهم کند. تمرکززدایی تنها راهی است که این فناوریها بتوانند در برابر سرکوب اجتنابناپذیر دوام بیاورند.
14. دولت به ما کمک نخواهد کرد. دولت نهادی رو به مرگ و متعلق به دوران پیشااینترنت است که هرچه بیشتر شبیه چیزی جز یک ترفند پانزیِ تغذیهشده با مالیات و بدهی نیست. احتمالاً هیچکدام از جوانانی که امروز زندهاند، هیچ مزایایی مانند رفاه اجتماعی و خدمات درمانی را به ارث نخواهند برد. فناوری میتواند جایگزینی را پشتیبانی کند: تمرکززدایی قدرت به سوی فرد و جوامعی که افراد داوطلبانه به آنها میپیوندند.
15. الگوریتمهای متمرکز و غیرشفاف خطری برای آزادی بیاناند. پروپاگاندا روی دیگر نظارت است؛ زیرا پروپاگاندای ادامهدار مانع از آن میشود که حتی کسی به چالش کشیدن نظام فکر کند. انحصارهای شبکههای اجتماعی برای ساختن حماقتی فراگیر، پروپاگاندا را ترویج میکنند و همزمان کسانی را که جرئت نقد نظم حاکم را دارند، پیش از آنکه بتوانند علیه آن سازماندهی شوند، خاموش میکنند.
16. ساختن شکلهای تازهای از سازمانیابی اجتماعی با یکدیگر برای بقا، حیاتی است. چشمانداز سنتی رسانهای سیاست و سرگرمکننده به وجود آمدهاند تا ما را از ساختن همبستگی شبکهای و سازمانهای خودمختار توزیعشده در سراسر مرزها بازدارد. دولت سلسلهمراتبی، برای ما همانقدر موضوعیت دارد که کلیسای قرون وسطی و پادشاهان برای شکلگیری شرکت سهامی و اتحادیه کارگری موضوعیت داشتند.
17. هویت دیجیتال گام بعدی در نظام کنترل آنهاست. در چند سال آینده، دسترسی به اینترنت ــ حتی در اروپا و ایالات متحده ــ به کارتهای هویت ملی بیومتریک نیاز خواهد داشت؛ آن هم با بهانه سستِ «محافظت از کودکان». هدف واقعی، دروازهبانیِ دسترسی آزاد به محتوای سیاسی براندازانه و متوقف کردن ارتباطات فرامرزی است تا شکلهای تازه خودسازماندهی و مقاومت نتوانند پدیدار شوند.
18. تنها وقتی انسان بتواند ناشناس باشد، واقعاً آزاد است. آزادی بیان خود بدون سانسور و نظارت، پیششرطی حیاتی هم برای بهکارگیری خودآیین عقل و هم برای تکامل دموکراتیک جامعه است. فناوری باید آزادیِ آشکار کردن گزینشی خودمان به جهان را ممکن کند ــ تا بتوانیم به کسی تبدیل شویم که میخواهیم باشیم ــ و این کار را با حفظ حق حریم خصوصی در اینترنت انجام دهد؛ نه فقط حریم خصوصی فردی، بلکه حق انجام تراکنش و بستن قرارداد بهصورت خصوصی.
19. آمریکا نخستین دولت نظارتی جهانی را ساخت، اما آخرین آن نخواهد بود. افراد زیادی افشاگریهای Wikileaks و Snowden را فراموش کردهاند، یا شاید بدیهی پنداشتهاند. دولتهایی در سراسر جهان، از چین تا روسیه، در حال ساخت سامانههای نظارت جهانی و ماشینهای پروپاگاندایی حتی قدرتمندتر هستند. Palantir با بهرهگیری از قراردادهای دفاعی خصوصی در کشورهای مختلف جهان، میکوشد خود را به سیستمعامل یک دولت مخفی جهانی و فرامرزی تبدیل کند، در حالی که نسخه مضحک خود از قومملیگرایی را پیش میبرد.
20. جنگهای فرهنگی یک عملیات روانیاند. «طبقه اپستین» درباره اخلاق و برتری تمدن خود ژست فضیلتمدارانه میگیرد، در حالی که میکوشد حتی در ایالات متحده، حکومت نخبگان موروثی را بازگرداند. بهجای عقبگرد از دستاوردهای روشنگری، ما در کنار نیاکان خود میایستیم؛ کسانی که قرنها برای آزادی فردی، پیشرفت علمی، بازارهای غیرمتمرکز، دموکراسی از پایین به بالا، و رهایی بشریت از سلطنتهای فئودالی و اسطورههای ساختگیشان جنگیدند.
21. شکلهای تازه فناوری میتوانند جهان را دگرگون کنند. فناوری فقط یک ابزار نیست؛ بلکه جهانی است که در آن زندگی میکنیم و امتدادی از تواناییهای شناختی ماست. همکاری انسانها با هوش جمعی نهفته در هوش مصنوعی میتواند پیشرفت بشر را شتاب دهد و بحرانهای سیارهای مانند تغییرات اقلیمی و جنگ اتمی را که بقای گونه ما را تهدید میکنند، پشت سر بگذارد.
22. آزاد زندگی کن یا در راهش بمیر. ما باید در مبارزه با فاشیسم هوشیاری ابدی داشته باشیم، و میدان نبرد، فناوری است. هیچ حد میانهای وجود ندارد: فناوران باید انتخاب کنند که برای به بند کشیدن بشریت کار میکنند یا فضاهای تازهای برای آزادی میسازند.
یادداشت هری هالپین
اینها باورهای شخصی من هستند، نه باورهای Nym. اما من بهعنوان فیلسوفی که یک استارتاپ فناوری فعال در زمینه فناوری ضدنظارت را بنیان گذاشتهام، مسئولیت دارم به این مانیفست Palantir و «فیلسوف-مدیرعامل» بهاصطلاح آن، الکس کارپ، پاسخ بدهم. من نزد فیلسوف فرانسوی فناوری، برنار استیگلر، فلسفه خواندم؛ کسی که کوشید درباره ظهور کنترل رفتاری و حماقت مصنوعی در پلتفرمهای دیجیتال به ما هشدار دهد. این پاسخ را به میراث او تقدیم میکنم. برای دیدگاههای بیشتر من درباره فلسفه سیاسی فناوری و نظارت، مقاله فلسفی تازهام درباره «قانون اساسی نامادی» را ببینید؛ مفهومی که استانداردهای اینترنتی در واکنش به افشاگریهای Snowden درباره نظارت انبوه NSA پدید آوردند. نبرد ادامه دارد، و اکنون خطرها حتی بزرگتر شدهاند.
درباره نویسندگان

هری هالپین، دکترا
فهرست مطالب
خواندن را ادامه دهید...

Nym فراتر از یک VPN است
The first app that protects you from AI surveillance thanks to a noise-generating mixnet

چرا اینترنتی تحت نظارت را به ارث بردهایم؟
آغاز اینترنت، جنگ سرد و ریشههای نظامی–تجاری آن

شبکه دانش صفر Nym: بدون نیاز به وعدههای عدم ثبت لاگ
تبدیل ادعای سیاست عدم ثبت لاگ VPN به ذاتی طراحی و تضمین شده شبکه


